خاله ساناز

تکرار اشتباه دیگران
نویسنده : - ساعت ۱٢:٠٧ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٤ تیر ۱۳۸۸
 
فلانی دیروز آمده اینجا ،میگوید شوهرش برای یک سمینار کارشناسی چی چی شناسی سفری به ایتالیا خواهد داشت و از آنجا هم تصمیم دارد گرفتن ویزای شینگن را غنیمت شمارد و کمی اروپا گردی کند
می گویم خوب تو هم همراهش برو ؟ .......می گوید هزینه اش زیاد میشود
میگویم بچه ها را نبرید ؟........ می گوید کی نگهشان دارد؟
.
.
بعد فلانی میماند که بعد از هشت ساعت کار روزانه برود خانه تا بچه ها را کلاس ببرد ، پارک ببرد ..غذا بپزد و زندگی را رتق و فتق بدهد و شب دوباره مثل کنده بخوابد و صبح برگردد سر کار ..بعد شوهره از ونیز کنار پل ریالتو زنگ بزند که شما کجایید ، مواظب بچه ها باش و چند تا ارد دیگر بدهد و برود !!ا
فلانی خوب یادش می آید که وقتی شوهرش فوق لیسانس و دکترا می گرفت او یا حامله بود یا مشغول بچه داری ، این را هم خوب بیاد دارد که وقتی بورس تحصیلی گرفت بخاطر کار شوهرش از آن صرف نظر کرد
اما فلانی نمی دانست که دست رد به سینه بورس زدن یعنی دکتر نشدن و سمینار شرکت نکردن و سفر نرفتن ...یعنی ماندن و بار همه مسئولیتها را بدوش کشیدن
.
من اما ....نمیدانم سهم من و فلانی را کی بالا کشیده است ؟

 
comment نظرات ()

 
حکومت عدل اسلامی به روش طالبانی
نویسنده : - ساعت ۸:۱٧ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٧ تیر ۱۳۸۸
 

وقتی که سیم حکم کند زر خدا شود               وقتی دروغ داور هر ماجرا شود

وقتی هوا،هوای تنفس،هوای زیست              سرپوش مرگ بر سر صدها صدا شود

 

 

ساکت نمی توان نشست


 
comment نظرات ()

 
گور کن
نویسنده : - ساعت ۱۱:۳۱ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۳ تیر ۱۳۸۸
 

هراس من همه از مردن در سرزمینی است که در آن

مزد گورکن از بهای آزادی آدمی فزون باشد

شاملو


 
comment نظرات ()

 
شعبان بی مخ
نویسنده : - ساعت ٢:۳٢ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱ تیر ۱۳۸۸
 

یک سوال وقتی شاه ملعون داشت از مملکت فرار می کرد شاه دوستا چیکار می کردن؟شعبون بی مخ کجا بود؟نمی دونم چررررا یاد اون لونگ بدستای سبیل پر پشت افتادم که پشت کفششونو می خوابوندنو کتشونو رو دوششون می نداختن شما هم شباهتی کشف کردید؟


 
comment نظرات ()