نویسنده :
- ساعت ۱۱:٥٢ ق.ظ روز دوشنبه ٢٠ اردیبهشت ۱۳۸٩
دوران سختی رو پشت سر میذارم رو لبه تیغ راه میرم. نمی تونم بایستم چون سنگینی وزنم باعث می شه تیغ تو کف پام فرو بره و هی توی گوشتم پیشروی کنه یا باید خودم رو از روی تیغ پرت کنم پایین که نمیدونم چی انتظارم رو می کشه شاید دره باشه شاید زمینه مسطح شایدم دریا یا پرواز کنم .ولی دلم واسه اونی که رو تیغه جاش میذارم تنگ میشه ولی یه چیزی خیلی خوبه اونم اینه که اون نمی دونه رو لبه تیغه، فکر می کنه اصولاً راه رفتن دردناکه!