نویسنده :
- ساعت ۸:٢٥ ق.ظ روز یکشنبه ٢ آبان ۱۳۸٩
امروز صبح از ساعت ۵ داشتم از یه ذره بالا شهرو نگاه می کردم خاکه زرد روش پاشیدن،داشتم فکر می کردم امروز صبح نسبت به دیشب چندتا بچه توی این شهر بدنیا اومد؟چندتا زن و شوهر سرهم دادکشیدن و خوابیدن؟چند نفر گریه کردن؟چند نفر قهر بودن آشتی کردن؟چند نفر منتظر بودن صبح شه برن محضر طلاق بگیرن؟چند نفر رفتن آزمایشگاه که جواب رو سری بگیرن برن عقد کنن؟چندتا دختر بی پدر یا بی مادر شدن؟چند نفر منتظرن تا صبح شه برن خاکسپاری؟چند نفر قراره صبح بفهمن سرطان دارن؟ چند نفر دارن دوش می گیرن؟چند نفر دارن بنزین می زنن؟چند نفر امروز لباس عروس می پوشن؟چند نفر امروز اخراج می شن؟...................................