خاله ساناز

بی پدر
نویسنده : - ساعت ۱:٥٤ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٤ بهمن ۱۳۸٩
 

امروز جاری من ،یکنفر شبیه من ،هم سن من ،شاید هم اشتباه می کنم او شبیه من نیست فقط هر دو در این مشترکیم که عروس های یکنفریم نمی دانم اما او هم ته تغاری خانه است او هم از وقتی یادش می آید پدرش پیر بوده ،او هم سالهاست پدرش را مثل من همچو ن چینی بند زده ای درون ویترین گذاشته و تماشا می کرده بالاخره اینکه پدرش را از دست داد و من چرا دروغ بگویم راستش برای خودم در روزی اینچنین گریستم و احساس خفگی کردم حتی نمی توانم به او زنگ بزنم چون نمی دانم چه بگویم و حتی نمی دانم چرا برای شما نوشتم که :

جاری من دیگر بابا ندارد.


 
comment نظرات ()