نویسنده :
- ساعت ۱٠:٠۳ ب.ظ روز چهارشنبه ۱۸ خرداد ۱۳٩٠
امروز 5 ساله نقش همسر دارم چرا هیچوقت روز تولدمون نگفتیم امروز مثلاً 20 ساله ما نقش فرزندی داریم؟چرا همش گفتیم اینقدر ساله که بدنیا اومدیم.
امروز خیلی دلم می خواست از همسرم بپرسم چه احساسی بعد از ۵ سال داره،چقدر از نقشش خوشحال و راضیه؟امروز محل کارم در حرکت انتحاری با یک لوح و کارت هدیه اینروز رو بهم تبریک گفت و من برای اولین بار از اینکه شاغلم احساس غرور کردم و به این فکر کردم چقدر راحت می توان ته ته دل انسانها شادی آفرید.
امروز تمام روز ١٨ خرداد ١٣٨۵ رو دوره کردم از حلقه هامون که با بدقولی لحظه ٩٠ حاضر شد و من و محمد قبل از محضر رفتیم گرفتیمشون،از دسته گل که لیلیم زرد بود و از سر گیشا گرفتیم و در آخر به پدرم می رسم که آنروز با اینکه خوشحال و سرحال بود اما بعد از عقد گریه کرد و امروز نیست.پدر کاش امروز بودی تا در آغوش می کشیدمت،می بوییدمت و تن نحیفت را لمس می کردم.پدر م برایت دلتنگم.
همسفرم ۵ سالگیمان مبارک