خاله ساناز

200 روز بی تو
نویسنده : - ساعت ٢:٠٥ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٢۳ شهریور ۱۳٩٠
 

بابایی هیچ چیز وحی منزل نیست توی این دنیا 10 سال پیش دختر جوانی بودم  یادم می آد پدر و مادرم هیچوقت من رو تنها نمی ذاشتن بدون من مسافرت نمی رفتن مهمونی نمی رفتن اما حالا یک زن میانسالم پدرم دیگه مواظبم نیست و برای همیشه چشماشو بسته مادر و خواهرم به مسافرتهای طولانی میرن  همسرم به ماموریتهای کاری میره دیگه اگر ساعت 9 10 شب بیرون باشم مشکلی نیست جالب تر اینکه کسی تو خیابون مزاحمم نمی شه هیچ ماشینی واسم بوق نمی زنه روزها در این شهر شلوغ تنهام  نه کاری برای انجام دادن دارم نه جایی واسه رفتن حالا فهمیدم چرا بزرگترها سینما نمی رن کافی شاپ نمی رن  لپ مطلبش

ساناز کبریت بی خطر شده!

بابایی من امروز 200 روزه شما رو ندیدم  بابایی من تنهام آخه کجایی!بابایی ولی مطمئنم  وقتی قلب نازت وا میستاده  از من خیالت راحت بوده راحته راحت.


 
comment نظرات ()