خاله ساناز

9 امین
نویسنده : - ساعت ٢:٢٧ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱٠ آذر ۱۳٩٠
 

 بابای گلم سلام ،بابایی چطور دلت اومد منو توی این دنیا تک و تنها بذاریو بری،ْخداییش دلت به کی خوش بود؟منو به کی سپردی؟

بابای گلم باورت میشه امروز چهارشنبه   9- 9-90  9 ماهه همدیگرو ندیدیم هیچوقت پیش نیومده بود اینقدر طولانی همدیگرو نبینیم .

بابای گلم جات خوبه ؟راحتی؟به قولی مارو نمی بینی خوشی؟بابا برام دعا می کنی؟بابا این 9 ماه سخت گذشت ،دیر گذشت،بابای گلم دلم برات تنگ شده بابای گلم دلم واسه بغل کردنت فشار دادنت بوییدنت لمس کردنت تنگ شده !

بابایی برای دل نازکم دعا کن همین.


 
comment نظرات ()